تبليغاتX
باران خدا
باران خدا
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 4 شهریور1389 توسط حمید راحت حق |

سلام دوستان خوبم.نماز و روزه هاتون قبول باشه.ممنونم ازتون که همیشه منو شرمنده ی محبتاتون میکنید.معمولا 5شنبه ها مطلب جدید میزاشتم اما چند روزیه به خاطر مشغله ی کاری نتونستم مطلب بزارم و هم نتونستم پاسخی به محبتاتون بدم.کلی نظر و ابراز محبت بهم شده که تو اولین فرصت خدمت همه میرسم و قدردانی میکنم.منو تو این شبای عزیز از دعای خیرتون فراموش نکنید.

.......................................................................

زندگی روزمره و اتفاقهایی که میفته باعث میشه عکس العملهایی در بدن انسان بوجود بیاد که بعضی اوقات شرایط زمانی و مکانی اجازه نمیدن اونها بروز پیدا کنند و در نتیجه انرژی زیادی در بدن ذخیره میشه.

این انرژی های عصبی بجای اینکه برای ایجاد افکار و هیجانات جدید بکار برن بدلیل موانعی که سر راهشونه جریانی رو در اعصاب حرکتی تولید میکنند و باعث میشن بسیاری از عضلات حرکات نیمه تشنجی از خودشون بروز بدن که روانشناسا به این عمل میگن خنده.

بر اثر فراینده خنده چون مقدار زیادی انرژی ذخیره شده آزاد میشه بعد از خنده ما احساس آرامش میکنیم و البته تمرکز هم بعدش برامون به ارمغان میاره.

به همین دلیل خنده از نظر روانشناسی جایگاه ویژه ای در برقراری تعادل روانی ما انسانها داره و زمینه ی سلامتی روانی ما رو فراهم میکنه.

تا اینجا تعریف علمی خنده رو متوجه شدیم و اینکه خنده چه نقشی در سلامت انسانها داره.

هدفم از ارائه ی این مباحث اینه که با همدیگه بتونیم راهکارهایی رو برای زندگی امروزیمون ترسیم کنیم و بتونیم به زندگیمون اشراف داشته باشیم.مسلما اشراف هر چند نسبی بهتر از روزمرگیه .

مثل همیشه دوست دارم شما هم در این گفتگو شرکت کنید.پس چون سوال کلید تفکره با ارائه ی چند تا سوال بحثو در کنار هم ادامه میدیم.از همراهیتونم ممنونم.


    1-بعضی اوقات ما از عنوان خنده ی واقعی و غیر واقعی استفاده میکنیم.آیا همچین چیزی وجود داره؟

    2-آیا طرز تفکر انسانها رابطه ای با خنده و شادیه اونا داره؟(کودک و بزرگسال)

    3-لازمه شاد بودن در زندگی چیه و چقدر از تلاش روزانمونو برای رسیدن به این هدف صرف میکنیم؟

    4-بهم خندیدن و با هم خندیدن آیا تاثیرات جداگانه ای در فکر،ذهن یا وجدان انسان دارند؟(در ظاهر که هر دو عمل خندیدنه!)

    5-شادی کاذب چیه و چرا در حال حاضر بیشتر مردم مخصوصا جوونا به این سمت کشیده میشن؟

    6-و در پایان با توجه به زندگی خودتون چند تا پیشنهاد برای شاد بودن بدید لطفا؟؟!!


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 28 مرداد1389 توسط حمید راحت حق |

طبیعت خیلی چیزا داره که آدم میتونه ازش درس بگیره و استفاده کنه برای بهتر شدن زندگیش.

تا حالا به فصلهای سال دقت کردید؟به پائیز و زمستونی که از راه میرسن و برگ و بار کهنه ی طبیعت رو دور میندازن تا بهار با طراوت و تازگیش بجاش بشینه؟

به آب چی؟همه ی ما میدونیم آب مایه ی حیاتی واسه همه ی موجودات زنده است و میدونید که اگر آب بصورت راکد و بدون تغییر میموند پس از مدتی همین مایه حیاتی تمام اقیانوسها و دریاها رو به مرداب تبدیل میکرد.

فکر کردین از وقتی زمین بوجود اومده تا حالا چند بار یا چند میلیون بار یا چند میلیارد! بار آبهای جهان تبدیل به بخار شدن و بعد بصورت باران و برف روی زمین برگشتن؟!!

همه ی این اتفاقها بیانگر اینه که طبیعت برای حفظ خودش تابع قانون منحصر به فردیه که روانشناسا از اون با عنوان (نو زایش) نام میبرن و انسان هم که مسلما جزئی از این عالمه از این قانون نمیتونه مستثنا باشه.

خاطرات بد فرایندیه که خیلی از افراد از اون رنج میبرن و حتی در بعضی اونقدر ریشه دار شده که باعث ایجاد بیماریهای جسمی و روحیه بسیاری در اون فرد میشه.

برای درک مفهوم خاطرات بد و لزوم رها کردن اونها سوالاتی رو مطرح میکنم که با بررسیه اونها البته مثل همیشه با کمک شما دوستان بتونیم اول نسبت به ماهیتش شناخت پیدا کنیم و بعد بتونیم قدم اول رو در جهت رها کردنش برداریم.

    -انسان بر اساس احساس و تجربیاتی که داره آیا میتونه بکلی وجود خاطرات بد رو نفی کنه؟

    -چه عاملی باعث میشه خاطره ای مفهوم بد بودن رو در ذهن انسان پیدا کنه؟و اینکه آیا احتمال داره برداشتهای شخصی روی خوب یا بد بودن یه اتفاق تاثیر بزاره؟

    -تا حالا از خودتون پرسیدید آیا تمایلی به نگهداری و مرور خاطرات بدتون دارید یا نه؟و اگر ندارید تا حالا تصمیم گرفتید مثل خونه تکونیه عیدتون که وسایل شکسته و کهنه رو پشت در میزارید،افکار و خاطرات بد رو هم از ذهنتون دور کنید؟

    -آیا شما واقعا حاضرید برای تهیه شام امشبتون تو زباله های دیشب دنبال غذا بگردید؟اگر نه چطور حاضر میشید با حفظ و مرور خاطرات و افکار بد،تجربه های آینده ی خودتون رو بسازید؟!


اگر تمام شب را در حسرت از دست دادن خورشید سر کنی حتی لذت دیدن ستاره ها را هم از دست میدهی ...!!

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 21 مرداد1389 توسط حمید راحت حق |

رمضان ، شهر عشق و عرفان است ..... رمضان ، بحر فيض و احسان است

رمــــضـــان ، مـــاه عتــرت و قــــرآن ..... گـــاه تــجديـــد عـهد و پيمان است

ماه شعبان که از نیمه میگذره کم کم آماده میشیم واسه یه مهمانیه بزرگ.این مهمانی یه دعوت عمومیه(ای مردم ماه خدا به شما رو کرده است.ماهی که شما در آن به مهمانی خدا دعوت شده اید) و همه حضور دادن.زن و مرد،فقیر و غنی،پیر و جوون.

ماها وقتی میخوام بریم مهمانی معمولا قبلش یه برنامه ریزیایی میکنیم.ساعت کاریمونو تغییر میدیم،آرایشگاه میریم،لباس مناسب تهیه میکنیم و خلاصه حسابی به خودمون میرسیم.وقتی هم وارد مهمانی میشیم خیلی بیشتر مراقب خودمون هستیم تا خدای نکرده رفتار ناشایستی ازمون سر نزنه.توی ضیافتا مخصوصا اونایی که تعداد زیادی دعوت هستن حاضرین سعی میکنن سلایق شخصیشونو کنار بزارن و بیشتر تابع جمع باشن.مثلا شاید یکی عادت داشته باشه ساعت یک نهار بخوره و یکی دیگه ساعت سه اما اونجا که میرسه همه صبر میکنن تا میزبان تصمیم بگیره که چه وقت مناسبه برای پذیرائی کردن که البته حتما تمام تلاششو برای اکرام میهمانها میکنه.

اینا یه سری از کاراییه که همه ما آدما مراعات میکنیم.ایا این مسائلو تو این ضیافت که میزبانش خدای عالمه هم مراعات میکنیم؟!

چرا بعضی اوقات میبینیم یا میشنویم بعضیا لب به شکایت باز میکنن؟خیلیا اصلا برنامه ریزی نمکنن؟خیلیا هنوز نمیدونن که توی یه ضیافت بزرگ هستن و باید سلیقه ی شخصیشونو کنار بزارن و از ساعت پذیرایی ایراد میگیرن؟

تا لحظه ای که تو این ضیافت هستیم کلی اتفاقای خوب برامون میفته،میزبان تو پذیرایی کردن به اصطلاح سنگ تموم میزاره.معمولا وقتی میخوام بریم جایی که دعوتیم سعی میکنیم دست خالی نریم اما این ضیافت برعکسه خیلی از مهمونا دست خالی میرن اما دست پر برمیگردن با یه عالمه خاطره ی خوش.

تا اینکه کم کم ضیافت به پایان میرسه.دیدید تو بعضی از میهمانیها آخرش که میشه و حضار میخوان مجلس رو ترک کنن میزبان به رسم یادبود هدیه ای رو به اونها میده؟

تو این ضیافتم همینطوره اما یه فرقی داره.فرقش اینه که این میزبان اونقدر کریم و بخشنده است که در پایان واسه مهموناش وقت میزاره و به سلیقشون احترام و میگه اجازه دارین خودتون بیان و هدایاتونو انتخاب کنید.(تا حالا میزبان به این بخشندگی دیدید؟!)فقط یه چیزی یادمون باشه.مواظب باشیم تو این ضیافت طوری حضور داشته باشیم که در پایان رومون بشه کادوهای بزرگتری رو انتخاب کنیم...

راستی میخواستم کمکم کنید.با اینکه میزبان این ضیافت اصلا از ما هیچ انتظاری نداره اما میخوام از طرف هممون یه دسته گل براش ببریم.یه کارتم روش میخوام بزنم اما هنوز روی کارت سفیده.به نظر شما روی کارت چی میتونیم بنویسیم؟؟!!

همیشه ساحل دلت رو به خدا بسپار ،خدا خودش بهترین قایق رو برات میفرسته.

یکی از دوستان خوبم قطعه شعری از صائب تبریزی رو برام فرستادن بنام (توبه)که مناسب با حال و هوای این روزاست.از ایشون تشکر میکنم و از شما میخوام در ادامه مطلب این شعر زیبا رو مطالعه کنید.

دلت را خانه ما کن مصفا کردنش با من ....به ما درد دل افشا کن مداوا کردنش با من



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 14 مرداد1389 توسط حمید راحت حق |

بار خدایا

آبروی مرا با تواگری نگهدار و ارزش مرا به تنگدستی از بین مبر که ناچار شوم از روزی خواران تو روزی خواهم و از آفریدگان بدکارت مهربانی جویم و به ستایش آن کس که به من ببخشاید گرفتار آیم و به بدگویی آن کس که به من کمک نکند ناچار شوم و تو ماورای این همه ای و اختیار دار بخشش و منعی و براستی که بر هر چیز توانایی.

نهج البلاغه خطبه 216

متن بالا از فرمایشات گرانقدر حضرت امیرالمومنین علی (ع) راجع به فراوانی روزی است.از این متن میشه برداشتهای متفاوتی داشت.قصد داریم با همراهیه شما دوستان این موضوع رو مورد بحث قرار بدیم که چرا توانگری و ثروت طوری در ذهن ما نقش بسته شده که خیلیا اونو مغایر با دین میدونن و تصورشون اینه که فقر و تنگدستی مقدسه و اینو بسط بدیم به خیلی از باورهای غلط دیگه که شاید مناسب شخصیت ما نباشن.

از این اعتقادات و باورهای غلط تو زندگی همه ما دیده میشه و از اونجائی که این باورهای ماهستند که زندگی ،شخصیت و رفتار مارو شکل میدن این موضوع قابل تامله و حیاتی.

    - تا حالا فکر کردین اعتقادات و باورهای ما چجوری شکل میگیرن؟

    - همین الان که این نوشته رو میخونیم چه باورهایی داریم که نه تنها ما رو به کمال(از هر لحاظ) نمیرسونن بلکه باعث عقب موندن ما شدن؟

    - چطوری میشه تشخیص داد باوری که داریم درسته یا غلط؟

    - وقتی پی بردیم به اشتباه بودن یه اعتقاد و باور ، چطور میتونیم اونو تغییر بدیم؟

میدونم مثل همیشه حرفا و نظرای قشنگتون که با فکر و تدبر همراهه به دل من و بقیه دوستامون میشینه.امیدوارم هممون استفاده لازم رو ببریم.


مراقب افکارت باش که گفتارت میشود...مـراقب گفتارت باش که رفتارت میشـود

مراقب رفتارت باش که عادتت میشود...مراقب عادتت باش که شخصیتت میشود

مراقب شخصیتت باش که سرنوشتت میشود.

امیرالمومنین علی(ع)

چکیده بحث در ادامه مطلب تقدیم حضورتون میشه...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 7 مرداد1389 توسط حمید راحت حق |

دوستت دارم را،من دلاویزترین شعر جهان یافته ام

این گل سرخ من است

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه ی دشمن

که فشانی بر دوست

راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست

تو هم ای خوب من این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را،همه وقت

نه به یک بار و به ده بار،که صد بار بگو

دوستم داری را،از من،بسیار بپرس

دوستت دارم را،به من،بسیار بگو                                    (فریدون مشیری)

این متن ادبی(یاشعر نو)که لفظ «دوستت دارم» رو ارزیابی میکنه خیلی به دل من نشسته امیدوارم شما هم ازش خوشتون اومده باشه.

حتما شما هم با خوندن این متن،خیلی چیزا به ذهنتون خطور کرده پس در موردش زیاد حرف نمیزنم فقط چند تا سوال مطرح میکنم که فکراتون به سمتی که مد نظرمه هدایت بشه و از نظرای ارزشمندتون دراین باره بهره ببرم.

    - چقدر به این جمله (دوستت دارم) اعتقاد داریم؟

    - چرا واسه بعضیا سخته که بگن (دوستت دارم) حتی به عزیزانشون؟

    - چرا خیلی وقتا فکر میکنیم همه از دلمون خبر دارن و دیگه احتیاج به بیان اون نیست؟

    - چرا  بعضی از خانواده ها ابراز محبت کردن در محیطه خونه رو خلاف حیا میدونن؟

    - و چرا ....

حتما الان دارین میگین چرا اینقدر حرف میزنی پس چرا عمل نمیکنی؟؟!!

باشه چشم ..دوستای عزیزم ...خیلی دوستتون دارم!!

دوست داشته باش و زندگی کن،زمان برای همیشه از آن تو نیست...


چکیده بحث در ادامه مطلب تقدیم حضورتون میشه...



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 مرداد1389 توسط حمید راحت حق |

اول از همه وظیفه خودم میدونم از این همه محبتی که  دوستان عزیزم نسبت به من دارن کمال تشکر و قدردانی رو داشته باشم.امیدوارم بتونم لایق مهربونیاتون باشم.از یادگاریهای قشنگی هم که برام گذاشتید خیلی خیلی ممنونم.

کم کم داریم به نیمه شعبان ، میلاد یگانه تک سوار وادی عشق و ایمان نزدیک میشیم.جشن تولد واسه همه امامامون قشنگه اما واسه این بزرگوار که زنده است و میتونیم با تموم وجود حسش کنیم خیلی زیباتره چون میدونیم اون آقا هم مثل ما تو همین کوچه و خیابونا راه میرن ، غذا میخورن و زندگی میکنن.یه طرح همگانی میخوام بزارم البته با اجازه دوستان بزرگوارم و اون آماده کردن کادوی جشن تولد آقامونه تحت عنوان (دلنوشته های آسمانی).همه عزیزان که مایلن میتونن حرف ، شعر و یا دلنوشته هاشونو خطاب به آقا امام زمان(عج) بنویسن.حتما خیلی زیبا میشه.مطمئنم.منم یه نوشته کوچیک دارم که اونو تقدیم میکنم امید که مورد عنایت حضرت قرار بگیره که ایشون باران واسعه رحمت خداست.امیدوارم تو این شب و روزا هممون مورد لطف و رحمت خداوند قرار بگیریم چرا که خدا هم این روزا خیلی خوشحاله!!راستی دوستان مریضارو هم فراموش نکنیم مخصوصا سرکار خانم دکتر پریزاد که این روزا با بیماری دست و پنجه نرم میکنن.

با تموم وجود گناه کردیم اما نه باران رحمتشو از ما گرفت و نه رسوامون کرد.فکر کردید اگه اطاعتش کنیم چه میکنه؟....

..............................................................................................................

میخواستم برای جشن تولدت هدیه ای تهیه کنم اما کمی فکر مرا به خنده واداشت و شرمندگی.

هدیه ای دنیایی برای مردی آسمانی؟؟!! 

تا اینکه حتی برای کادوی جشن تولدت هم از خودت کمک گرفتم که میدانم بی صبرانه تو نیز در انتظار به سر میبری .

در انتظار آمدن . آمدنی سبز و زیبا.

پس بی اختیار این کلام بر زبانم جاری شد:

اللهم عجل لولیک الفرج

امید که مورد قبولت قرار گیرد.

آمدنت مبارک 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه 27 تیر1389 توسط حمید راحت حق |
بسم الله الرحمن الرحیم

این وبلاگ بهانه ایست برای با هم بودن در قرن بیست و یکم که انسانها بیشتر ترجیح میدهند بصورت مجازی باهم در ارتباط باشند.اگه راستشو بخوان دوست دارم تو وبلاگ خیلی راحت با شما حرف بزنم مثل همین الانکه خیلی عامیانه دارم میگم!احساس میکنم اینطور خیلی راحت میتونیم به همدیگه اعتماد کنیم و حرفای دلمونو بهم بزنیم ، باهم تبادل افکار کنیم ، نظراتمونو در مورد مسائلی که پیش میاد با هم در میون بزاریم و خیلی کارای دیگه که به مرور اتفاق میفتن. 


و اما باران خدا ...

معمولا اولین پست هر وبلاگو اختصاص میدن به معرفیه نویسنده اون وبلاگ ، نظرات و عقایدش و منظورش از انتخاب اسم وبلاگ.

اسم و فامیلم رو که میتونید زیر این مطلب ببینید هرچند مهم نیست چه کسی حرف میزنه مهم حرفاییه که زدهمیشه.بیشتر دوست دارم از اتفاقایی که پیش میاد بنویسم و اینکه دوست دارم در مورد مسائل گوناگون بحث و گفتگو کنیم که شاید شما یکی از اون کسایی باشید که یه موضوعی رو به بحث میزاره.

شروع کار وبلاگو تو ماه شعبان به فال نیک میگیرم چرا که تو این ماه «باران خدا»به واسطه ی اومدن اولیائش به تموم عالم بیشتر میباره.این ماه ماهیه که بقول سهراب چترها رو باید ببندیم.نکنه با چترای باز زیر بارون بریم و بعد بگیم (باران خدا) بهمون نخورد؟!

صبر کنید یادم نرفته که داشتم وبلاگو معرفی میکردم ، حالا دیگه فکر کنم همه پی

بردید به فلسفه انتخاب (باران خدا) برای اسم وبلاگم !!

(باران خدا) به هممون میرسه  شاید لازمه فقط یک قدم اونورتر بایستیم....

.: Weblog Themes By MihanSkin :.

تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.